ثبت نام | ورود

خوش آمدید: مهمان
خانه | لیست مطالب | ارسال مطلب | فروشگاه الکترونیکی | اتاق چت و گفتگو

منو اصلي
اتاق چت گفتگو
کليپ تصويري و نماهنگ
دفتر يادبود
لينک باکس

طنز و سرگرمی
پارس اخبار
نقشه سايت
دنياي خنده و طنز
Sms اس ام اس
اخبار و رسانه ها
آموزش کامپيوتر
IT فن آوري اطلاعات
ورزشي
موفقیت و پیروزی
نجوم و ستاره شناسی
مذهبی
فیلم و سینما
گیاه شناسی
عکس و کاريکاتور
فال و طالع بینی
عشق و دوستی
علمي ، آموزشي
دانلود نرم افزار
آرايش و زيبايي
طنز و سرگرمي
سلامتي و بهداشت
خانه و خانواده
آشپزی
ادبيات
کشاورزي
هنر
کار و تجارت
بیوگرافی
آخرين مطالب ارسال شده
3irani & 3amrikai - داستان 3..
مي دونيد اگه .......
خصوصيات پسرها وقتي عاشق مي ش..
يه پسر خوب(وجود نداره)
Sms & jok
تعبير عاشقانه
نكاتي طلايي در مورد موي آقاي..
آسيب شناسي فک و فاميل
مزيت دختر بودن
داستان مداد
يک داستان عجيب
دختر بودن يعني ...
ويژگي پسرهاي ايراني
پسر بودن يعني چه؟
ياد من باش
bodo bodo sms اس ام اس داغ
sms bahal اس ام اس باحال
انواع مرد ها
24ساعت از زندگي پسرها
داستان عاشقانه
داستان عاشقانه
خصوصيات دخترها وخصوصيت پسرها
سايت هاي همکار







منتخب برای شما
خانه » لیست موضوعات » طنز و سرگرمي » لطيفه :: نمایش مطلب

جوک هاي خنده دار و بعضا تکراري!

  ارسال این مطلب به یک دوست   
 اطلاعات کاربر:
 
 نويسنده مطلب:  آسمان
 محل کاربر: تهران
تمام مطالب کاربر: تمام مطالب توسط آسمان
 
اطلاعات مطلب:
ارسال شده در: شنبه 10 آذر 1386

متن مطلب:
گزارش مطلب در صورت اهانت آمیز بودن
نمایش داده شده: 1151 دفعه 
 اندازه متن:  1  2  3  4 

زندگى پس از مرگ

رئيس: شما به زندگى پس از مرگ اعتقاد داريد؟

كارمند: بله!

رئيس: خوب است. چون وقتى صبح امروز براى شركت در مراسم تشييع جنازه پدربزرگتان اداره را ترك كرديد، او به اينجا آمد و گفت كه مى خواهد شما را ببيند.



--------------------------------------------------------------------------------



اندر وصف شخصيت خسيسان و بخيلان

– معمولا هر ده سال يكبار كفش ميخرن و همون ده سال يكبار هم كه ميرن داخل كفش فروشي به فروشنده ميگن : سلام . ما بازم اومديم !

? — وقتي اطرافيانش بهش ميگن بابا اون نوار روضه رو خاموش كن . با جديت ميگه : بزار ببينيم آخرش شام ميدن يانه!.

? – در مسابقات رالي در صورت امكان مسافر هم ميزنن.

? – وقتي كارت اينترنت اونا تموم ميشه ميندازنش تو آبجوش.

? – حتي الامكان بعد از تناول موز تا ساعتها آب نمي خورن تا مزه موز نره.

? — و اگه قصد خودكشي هم داشته باشن با برق همسايه اينكارو ميكنن.

گفته شده اين ديالوگهاي لحظاتي قبل از مرگ يك آدم به شدت خسيس بوده:

مرد در حال مرگ: زن ! محمد كجاست؟

زن: همينجا كنارت نشسته.

مرد: علي كجاست؟

زن:اونطرفت نشسته.

مرد: ببينم حامد كجاست؟

زن : اونم همينجا نشسته.

مرد يهو داد ميزنه: پس براچي برق اون اتاق بيخودي روشنه؟



--------------------------------------------------------------------------------



يه نفر تصادف مي كنه دنده هاش ميشكنه.ميره دكتر و از دنده هاش عكس ميگيره.عكس رو مي ده به دكتر و مي پرسه:آقاي دكتر من خوب مي شم؟ دكتره مي گه:نگران نباش با فوتوشاپ درستش مي كنم



--------------------------------------------------------------------------------



به يك نفر ميگن با بالش جمله بساز ميگه رفتم شكار يه پرنده ديدم خواستم بزنم به بالش.

ميگن با اين بالش نه ، با اون بالش.

ميگه خوب رفتم شكار ، يه پرنده ديدم موندم بزنم تو اين بالش يا اون بالش.

ميگن بابا اصلا” بي خيال ، حالا با تشك جمله بساز .

ميگه رفتم شكار يه پرنده ديدم تو شك بودم بزنم به اين بالش يا اون بالش!



--------------------------------------------------------------------------------



توي مسابقه بيست سؤالي شركت كننده از مجري مي پرسه: «جانداره؟» ميگه: «نه!» مي پرسه: «تو جيب جا ميشه؟» مجريه كلي فكر مي كنه، بعد ميگه: «تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!»



--------------------------------------------------------------------------------



شرلوك هلمز، كارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند . نيمه هاي شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست . بعد واتسون را بيدار كرد و گفت : ” نگاهي به بالا بينداز و به من بگو چه مي بيني؟ ” واتسون گفت :” ميليون ها ستاره مي بينم “. هلمز گفت : ” چه نتيجه اي مي گيري؟ “. واتسون گفت : ” از لحاظ روحاني نتيجه مي گيرم كه خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم . از لحاظ ستاره شناسي نتيجه مي گيرم كه زهره در برج مشتري ست، پس بايد اوايل تابستان باشد. از لحاظ فيزيكي نتيجه مي گيرم كه مريخ در محاذات قطب است، پس بايد ساعت حدود سه نيمه شب باشد “. شرلوك هلمز قدري فكر كرد و گفت: ” واتسون ! تو احمقي بيش نيستي ! نتيجه ي اول و مهمي كه بايد بگيري اين است كه چادر ما را دزديده اند”



--------------------------------------------------------------------------------



سرهنگ دايره راهنمائي و رانندگي براي گرفتن امتحان از يك نفر مي پرسه اگر در هنگام رانندگي فردي در خيابان جلوي ماشينت ايستاده بود چكار مي كني بوق مي زني يا چراغ مي دهي؟

فرد گفت : هيچكدام برف پاكن ماشين را مي زنم.

سرهنگ : چرا برف پاكن ؟!

فرد : براي اينكه بگم يا برو اين ور يا برو اونور

↓ تبلیغ های جدید و روز برای شما ↓


 وضعیت: فعال


عضویت دوستان
:: دریافت ایمیل رایگان ::
عکس و کاریکاتور
جوک و اس ام اس
مطالب آموزشی تفریحی

ثبت نام
تبليغات
مطالب روز
بهترين ها
يک داستان عجيب
اختلاف سن مناسب براي عر..
کفير، نوشيدني خوش‌طعم و..
امتحان آئين نامه - طنز
ناگفته هايي درباره شرف ..
کذب محض عشق - طنز عشقي
بادام تلخ در درمان سرما..
ورود چند نفره به مسنجر ..
بيش از 50 نوع از کليد ه..
ساختار دقيقترين توپ فوت..
نکاتي مهم و کليدي براي ..
ديدن مبلغ قبض ميان دوره..
زورگوئي و دروغ گویی
فرشته نجات
دستور زبان اصفهاني
رضا صادقي کیست ؟
شکار لحظه هاي ورزشي
خاطرات مدرسه
نقشه و پروژکتور چراغ قو..
اس ام اس شبهاي قدر و شه..
طالع بيني افراد از روي ..
چند تا لطیفه از غضنفر

تمام مطالب داغ ...
بهترین لینک

 جستجو برای:     فقط با عکس:  
 جستجو در:   جستجو پیشرفته    

همکاری تبلیغاتی | نقشه سایت | شرایط استفاده | تماس با ما |