قصه نگو آي قصه بگو ، حرفي نزن از سادگي
فايده نداره اين روزا ، دلبستن و دلدادگي
هيشکي نگفت که آدما، يه روز آهني مي شن
سنگ مي زنن به شيشيه ها، به آينه ها دل نمي دن
يکي بياد به ما بگه ، عشق چرا بي دووم شده
فايده نداره عاشقي دوره ي عشق تموم شده
دنيا پُر از قهر و غمه، تنهايي بيداد ميکنه
سکوت سرد و بي رمق ، تو کوچه فرياد ميکنه
هيشکي به فکر ما نبود، ما رو تو قصه ها نبرد
هيشکي ترانه اي نخوند، صداها توي سينه مُرد
تو سينه ها نمي تپه ، قلبي که رنگِ عشق باشه
کاري نکرديم سياهي از شب قصه جداشه
اين روزا ديگه عاشقا ، به گلدونا آب نميدن
ديوارمون قد کشيدن، فرصت به آفتاب نميدن
تقصير ما نيست آدما، قصه هامون عوض شدن
جور ديگه فکر ميکنيم، به فکر مون قد نميدن
تقصير مانيست ادما، ماها ديگه عوض شديم
جور ديگه فکر ميکنيم، به عشقمون دل نميديم