ثبت نام | ورود

خوش آمدید: مهمان
خانه | لیست مطالب | ارسال مطلب | فروشگاه الکترونیکی | اتاق چت و گفتگو

منو اصلي
اتاق چت گفتگو
کليپ تصويري و نماهنگ
دفتر يادبود
لينک باکس

طنز و سرگرمی
پارس اخبار
نقشه سايت
دنياي خنده و طنز
Sms اس ام اس
اخبار و رسانه ها
آموزش کامپيوتر
IT فن آوري اطلاعات
ورزشي
موفقیت و پیروزی
نجوم و ستاره شناسی
مذهبی
فیلم و سینما
گیاه شناسی
عکس و کاريکاتور
فال و طالع بینی
عشق و دوستی
علمي ، آموزشي
دانلود نرم افزار
آرايش و زيبايي
طنز و سرگرمي
سلامتي و بهداشت
خانه و خانواده
آشپزی
ادبيات
کشاورزي
هنر
کار و تجارت
بیوگرافی
آخرين مطالب ارسال شده
3irani & 3amrikai - داستان 3..
مي دونيد اگه .......
خصوصيات پسرها وقتي عاشق مي ش..
يه پسر خوب(وجود نداره)
Sms & jok
تعبير عاشقانه
نكاتي طلايي در مورد موي آقاي..
آسيب شناسي فک و فاميل
مزيت دختر بودن
داستان مداد
يک داستان عجيب
دختر بودن يعني ...
ويژگي پسرهاي ايراني
پسر بودن يعني چه؟
ياد من باش
bodo bodo sms اس ام اس داغ
sms bahal اس ام اس باحال
انواع مرد ها
24ساعت از زندگي پسرها
داستان عاشقانه
داستان عاشقانه
خصوصيات دخترها وخصوصيت پسرها
سايت هاي همکار







منتخب برای شما
خانه » لیست موضوعات » علمي و فرهنگي، آموزشي » ارواح و جن (ماورا) :: نمایش مطلب

كودكان و ارواح

  ارسال این مطلب به یک دوست   
 اطلاعات کاربر:
 
 نويسنده مطلب:  مجيد
 محل کاربر: تهران
تمام مطالب کاربر: تمام مطالب توسط مجيد
 
اطلاعات مطلب:
ارسال شده در: پنجشنبه 24 آبان 1386

متن مطلب:
گزارش مطلب در صورت اهانت آمیز بودن
نمایش داده شده: 378 دفعه 
 اندازه متن:  1  2  3  4 

قرن هاست كه بحث روح و وجود آن بر سر زبان ها افتاده و اذهان افراد بسياري را به خود مشغول ساخته است. تنها در دنياي مدرن امروزي است كه انسان ها مي توانند با استفاده از ابزار و دوربين هاي پيشرفته، هر از گاهي ارواح را ببينند و عالم ماوراء ماده را تا حدودي درك كنند. هنوز كسي درست نمي داند كه چرا بعضي ها مي توانند ارواح را ببينند وآنها را حس كنند و ديگران اين توانايي را ندارند ولي فرضيه ها و دلايل فراواني براي آن ارايه شده است. يكي از آنها اين است كه كودكان خيلي وقت ها چيزهايي را مي بينند و حس مي كنند كه بزرگ ترها از ديدن آن عاجزند يا گاه اصلا نمي خواهند آنها را ببينند. آنچه كه در ادامه مي خوانيد اتفاقاتي از مشاهده ارواح توسط كودكان است:
زن سياه پوش
وقتي نه يا ده ساله بودم به همراه مادر و خواهرم در يك خانه آجري دو طبقه زندگي مي كرديم. ما در طبقه اول ساكن بوديم و يك خانم پير در طبقه بالا بود. مدتي بعد پيرزن از آن خانه رفت و مادرم طبقه دوم را هم اجاره كرد. بدين ترتيب من و خواهرم مي توانستيم اتاق هاي جداگانه اي داشته باشيم. اتاق من با آن كاغذ ديواري پر از گل و شاخ و برگ واقعا به نظرم زيبا مي رسيد. همه چيز كاملا زنانه بود. در اين اتاق، در ديگري قرار داشت كه به يك اتاقك كوچك با سقفي مورب باز مي شد و يك پنجره كوچك داشت. در بالاي اين اتاق كوچك دريچه اي بود كه به اتاق زير شيرواني باز مي شد. من از اين كه يك اتاق اختصاصي براي خودم داشتم خيلي هيجان زده بودم و ميز تحريرم را به آن اتاقك بردم. هواي آن جا هميشه بي نهايت سرد بود به همين خاطر يك ماه بعد اجبارا ميزم را از آن جا بيرون آوردم و داخل اتاقم قرار دادم. كم كم نسبت به آن جا احساس بدي پيدا كردم به همين جهت در آن را هميشه مي بستم و حتي اشياي سنگيني را پشت آن قرار مي دادم چون گاهي اوقات با اين كه قفل سالمي داشت ولي نيمه هاي شب خود به خود باز مي شد.
دقيقا به ياد دارم كه يك شب از خواب بيدار شدم. احساس كردم مادرم در اتاقم است. در اتاقك، درست پايين تخت من قرار داشت و مي توانستم راحت آن را ببينم ، درست جلوي در و پايين پاي من يك نفر ايستاده بود ولي در سايه قرار داشت. فكر مي كنم پتو را روي سرم كشيدم و سعي كردم دوباره بخوابم. اين اتفاق يك بار ديگر تكرار شد. آن شب من بيمار بودم. نيمه هاي شب از خوب بيدار شدم. يك نفر آن جا بود. هماني كه قبلا آمده بود. اول فكر كردم حتما در عالم خواب مادرم را صدا زده ام و او آمده است. كمي نيم خيز شدم تا ببينم آن سايه واقعي است يا خطاي ديد من است ولي او همچنان آن جا ايستاده بود. ناگهان از ته دل فرياد زدم و مادرم را صدا كردم. سايه به سرعت به سمت در رفت و ناپديد شد. به هنگام فرار از نوري كه از خيابان به درون مي تابيد رد شد و من ديدم كه او واقعي است. يك هيكل سياه و كفن پوش. احساس كردم كه او يك زن غمگين است. هيچ وقت اين اتفاق را براي مادرم تعريف نكردم چون فكر مي كردم حرفم را باور نمي كند. چند ماه بعد مادرم طبقه بالا را دوباره پس داد چون نمي توانست اجاره آن را بپردازد. يك سال بعد هم از آن خانه رفتيم. اتفاقات عجيب ديگري نيز در آن جا مي افتاد. چند سوراخ كوچك در ديوارهاي آن خانه بود كه گاهي اوقات صداهاي عجيب و غريب از آن به گوش مي رسيد. زيرزمين آن خانه چندين اتاق داشت. يكي از اين اتاق ها زغال دان و يك اتاق مخصوص نگهداري گوشت بود. من هميشه از اين اتاق مي ترسيدم زيرا يك بار احساس كردم يك صورت بزرگ در حالي كه نيشخند مي زند از درون تاريكي اتاقك به من زل زده است. بعدها وقتي به اين تصورات فكر مي كردم هميشه با خود مي گفتم اين ها تصورات ذهني يك دخترك نه ساله بوده است ولي دو سال پيش اتفاقي افتاد كه به واقعي بودن آن تجربيات مطمئن شدم. دو سال پيش يك روز داشتم با مادرم درباره ارواح و چهر ه هايي كه آدم از گوشه چشمانش مي بيند صحبت مي كردم . در طول صحبت چند بار از مادرم پرسيدم تا به حال اين اتفاق براي شما نيفتاده است؟ و او هر بار جواب مي داد: ( نه هرگز.)من ديگر چيزي نگفتم و ساكت شدم ولي چند دقيقه بعد او گفت: (راستش را بخواهي يك بار اتفاق افتاده است. آن خانه آجري را يادت مي آيد؟ يادت هست كه مدتي تو و خواهرت در طبقه بالا مي خوابيديد؟ يك روز كه شما مدرسه بوديد، به اتاق تو رفتم تا لباسهاي كثيف را جمع كنم و بشويم. درست كنار در انباري ايستاده بودم و از پنجره بيرون را تماشا مي كردم كه اين احساس خنده دار را پيدا كردم. احساس كردم يك زن آن جا ايستاده است و مرا تماشا مي كند. ولي وقتي سرم را برگرداندم او آن جا نبود. او درست كنار در آن اتاقك سرد ايستاده بود. آن اتاقك را يادت هست؟) من هيچوقت به مادرم درباره آن اتفاقات حرفي نزده بودم. در طول مدت بزرگ شدنم هم در چندين خانه مختلف زندگي كرده بوديم. با اين حال مادرم درست از همان خانه و همان اتاقك صحبت مي كرد.






↓ تبلیغ های جدید و روز برای شما ↓


 وضعیت: فعال


عضویت دوستان
:: دریافت ایمیل رایگان ::
عکس و کاریکاتور
جوک و اس ام اس
مطالب آموزشی تفریحی

ثبت نام
تبليغات
مطالب روز
بهترين ها
يک داستان عجيب
اختلاف سن مناسب براي عر..
کفير، نوشيدني خوش‌طعم و..
امتحان آئين نامه - طنز
ناگفته هايي درباره شرف ..
کذب محض عشق - طنز عشقي
بادام تلخ در درمان سرما..
ورود چند نفره به مسنجر ..
بيش از 50 نوع از کليد ه..
ساختار دقيقترين توپ فوت..
نکاتي مهم و کليدي براي ..
ديدن مبلغ قبض ميان دوره..
زورگوئي و دروغ گویی
فرشته نجات
دستور زبان اصفهاني
رضا صادقي کیست ؟
شکار لحظه هاي ورزشي
خاطرات مدرسه
نقشه و پروژکتور چراغ قو..
اس ام اس شبهاي قدر و شه..
طالع بيني افراد از روي ..
چند تا لطیفه از غضنفر

تمام مطالب داغ ...
بهترین لینک

 جستجو برای:     فقط با عکس:  
 جستجو در:   جستجو پیشرفته    

همکاری تبلیغاتی | نقشه سایت | شرایط استفاده | تماس با ما |