داراب يكي از شهرهاي استان فارس و مركز شهرستان داراب مي باشد.
داراب با قدمتي چندهزارساله در جنوب شرقي استان فارس ايران واقع است. اين شهرستان باجمعيتي حدود يكصد و سي هزار نفر شامل سه بخش مركزي، رستاق و فورگ مي باشد، كه بخش حاجي آباد آن با نام شهرستان زرين دشت شامل دو بخش مركزي و ايزدخواست و سه شهر حاجي آباد، شهر دبيران و شهربير كه جمعيت آن حدود شصت هزارنفر است از آن جدا شده است. داراب باشهرستان هاي زرين دشت، استهبان، نيريز، فسا و استان هرمزگان همسايه است.
شهرستان داراب از نظر آب وهوايي گرمسيري است كه بارش در آن بيشتر به صورت باران است و در طول سال از ??? ميليمتر تجاوز نمي كند. مردم روستاهاي آن كشاورز و مركبات آن شهره شهرهاي ديگر مي باشد. در اين شهرستان بناي تاريخي دارابگرد مربوط به دوره ساسانيان واقع است كه هر ساله شمار زيادي از آن بازديد مي كنند.
شهرستان داراب داراي روستاهاي زيادي است كه از بين آنها مي توان به تيزاب، نصروان،نيدشهرو ده خير پايين اشاره كرد.
فاصله شهر داراب تا شيراز ??? كيلومتر مي باشد. از بزرگان اين شهر مي توان به آيت الله نسابه اشاره كرد. همچنين بقعه دحيه كلبي از اصحاب محمد وامامزاده پيرمراد در اين شهرستان قرار دارد.
شهرستان داراب داراي مراكز متعدد دانشگاهي با نامهاي دانشكده كشاورزي داراب، دانشگاه پيام نور داراب، دانشگاه آزاد اسلامي داراب و آموزشكده فني و حرفه اي مي باشد. از مناطق زيباي طبيعي مي توان به منطقه رودبال اشاره كرد كه در ايام مختلف سال به ويژه در فروردين ماه پذيراي جمع كثيري از مردم مي باشد.
تاريخچه شهرستان داراب
شهرستان داراب در جنوب شرقي استان فارس واقع گرديده است. اين منطقه يكي از قديمي ترين مناطق ايران وجهان محسوب مي گردد. براساس پژوهشهاي باستان شناسي قدمت اين منطقه كه در گذشته دارابگرد ناميده مي شده به هزاره پنجم قبل ازميلاد(عصرسفال نخودي ومقارن باتمدن سيلك ? كاشان)مي رسد. تپه هاوتل هاي باستاني مناطق مادوان و خسويه ازجمله آثارزيستگاه هاي انساني در دوران ماقبل تاريخ درناحيه دارابگرد مي باشند. بناي شهركهن دارابگرد كه آثارآن در ? كيلومتري جنوب شهر كنوني داراب قراردارد، بر اساس شواهد موجود به اوايل عصرهخامنشيان مي رسد. بنابر روايت تاريخي شهردارابگرد توسط داراي بزرگ كه در ادبيات پهلوي و اسلامي از وي به نام داريوش بزرگ يادشده ايجاد مي شود وفردوسي شاعر نامور ايران دراين باره مي فرمايد:
چو بگشاد داننده زآن آب بند يكي شهر فرمود بس سودمند
چو ديوار شهر اندر آوردگرد ورا نام كردند دارابگرد
يكي آتش افروخت از تيغ كوه پرستيدن آذر آمد گروه
ز هرپيشه اي كارگر خواستند همه شهر ازايشان بياراستند.
شهر قديم دارابگرد دردوران هخامنشيان منطقه اي آبادان وپررونق بوده است. ظاهرا اين منطقه درآغاز تحت حكومت آريامنه قرار داشته است. دردوران سلوكيان واشكانيان ولايت دارابگرد داراي حكومت نيمه مستقلي بوده كه پادشاهان آن از حاكم پارس اطاعت مي كرده اند. آخرين امير دارابگرد درعصر اشكانيان پيري نام داشته و پس ازوي اردشير بابكان براين شهر تسلط مي يابد وسپس با كنترل سراسر ايران امپراتوري ساساني راتأسيس مي نمايد. ازايت جهت دارابگرد نخستين مقر حكومتي ساسانيان بوده است. دارابگرد در عصر ساسانيان اهميت فراواني داشته است واكثرآثار تاريخي اين شهرستان متعلق به اين دوره مي باشد. ضرابخانه بزرگي نيز در دارابگرد داير بوده كه در دوران اسلامي فعال بوده است. اين شهردرسال ?? هجري توسط سپاهيان مسلمان فتح مي شود وحكومت آن دراختيار سرداران عرب و سپس در كنترل خاندان شبانكاره قرارمي گيرد. اين شهر تا قرن پنجم هجري آبادان بوده، امادراين دوره به دليل تهاجم گسترده سلجوقيان دچارآسيب و ويراني مي شود و اهالي به ناحيه جديدي درشرق شهر فعلي بنام تنگ رمبه كوچ مي نمايند و پس از حمله سلاجقه به ناحيه جديد به ناچار به محل فعلي داراب عزيمت مي كنند. شهر فعلي نيز در دوران ايلخانان مغول و تيموريان مورد حمله قرار مي گيرد و خسارات زيادي مي بيند. اما در عصر صفويه با توجه به حكام وقت اين شهر روبه آباداني مي گذارد و تا دوران زنديه ازولايات مهم فارس بوده است. درعصر قاجار شهر داراب به دليل دارا بودن اراضي وسيع و حاصلخيز مورد توجه حكام ايالتي قرارمي گيرد با استقرار ايلات ترك و عرب در اطراف اين شهر به صحنه منازعات و درگيري هاي حكومت و ايلات تبديل مي شود و از اين رهگذر دچار صدمات جدي مي گردد و از توسعه و پيشرفت باز مي ماند.
پيشينه تاريخي داراب
شهر داراب يكي از كهنترين شهرهاي ايران است. به عقيده اصطخري دارابگرد سومين ولايت بزرگ فارس بود. پس از حمله اعراب به ايران و اشغال اين شهر، به دليل عدم وجود حرف{گ}در زبان عربي، اعراب نام دارابجرد را بر اين شهر گذاشتند. نام شهر بعدها به داراب تغيير كرد.
موقعيت جغرافيايي
هم اكنون شهرستان داراب در جنوب شرقي استان فارس قرار دارد. اين شهرستان از جنوب با استان هرمزگان و شهرستان حاجي آباد اين استان همسايه است. داراب در شمال شرقي با استهبان و نيريز، در شمال با فسا، در شمال غربي با جهرم و در شرق با لارستان و زرين دشت همسايه است.
فراورده هاي كشاورزي داراب
محصولات مهم شهرستان شامل گندم، مركبات، پنبه، ذرت و خرما است. مركبات داراب شامل پرتقال، ليمو، نارنگي، نارنج، دارابي، بكرئين مي باشد. داراب يكي از بزرگ ترين توايدكنندگان گندم در كشور است. مناطق تيزاب، هشيوار و فسارود بيشترين ميزان گندم، ذرت و پنبه داراب را توليد مي كنند. كاشت گندم در داراب از مهر و آبان آغاز مي شود. برداشت گندم در ارديبهشت آغاز و تا خردادماه ادامه مي يابد. پس از برداشت گندم، كشاورزان جاي گندمها را كه به كلور معروف است آتش مي زنند تا براي كشت بعدي آماده شود. در منطقه تيزاب كشاورزان عمدتاً پس از برداشت گندم، ذرت دانه اي مي كارند اما در هشيوار پنبه رايجتر است. اما مركبات داراب بيشتر مربوط به فسارود(گونان، كوهگرد، پاسكن، حسن آباد و...) و جنت شهر(دهخير) مي باشد. مركبات داراب بويژه پرتقال آن بسيار شيرين، آبدار و لذيذ است. در شهر داراب حتي در بلوارها هم نارنج كاشته شده است و اين به طراوت و زيبايي شهر مي افزايد. در بيشتر منازل شهر داراب، جنت شهر، تيزاب، نصروان و ديگر روستاها درختان زيباي مركبات وجود دارد.
مراكز آموزشي و دانشگاهي
دانشكده كشاورزي و منابع طبيعي داراب وابسته به دانشگاه شيراز مي باشد. اين دانشكده در مقاطع كارداني و كارشناسي دانشجو مي پذيرد.
نوع اقليم
شهرستان داراب از نظر آب و هوايي داراب سه ناحيه است كه عبارتند از ناحيه كوهستاني ، جلگه اي و بياباني كه به هر يك از اين نوع آب و هوا ، تيپ اقليمي ميگويند .
نتيجه اي كه از بحث اقليم از طريق آمار و ارقام ذكر شده دما ، بارندگي و رطوبت گرفته مي شود نوع آب و هواي اين شهرستان را مشخص ميكند .
بلر در تقسيمات اقليمي ، داراب را در اقليم صحرايي با عرض كم جغرافيايي منظور كرده است .
دو مارتون دانشمند فرانسوي براي نمايندن اقليم نواحي مختلف كشور تقسيماتي ارائه داده است كه شهرستان داراب مانند كشور سوريه از نوع اقليم مديترانه اي است .
تراورتا داراب را در اقليم صحرايي گرم قرار مي دهد كه بارندگي در آن بيش از آب و هواي بياباني است و درجه حرارت آن از هفده درجه سانتي گراد بيشتر است .
از يافته هاي دانشمندان و مقايسه آمارهاي هواشناسي موجود چنين نتيجه گرفته مي شود كه دشت داراب داراي آب و هوايي از نوع نيمه خشك است و تغيرات حرارت در فصول مختلف آن بجز در موارد استثنايي براي كشت محصولات كشاورزي و پرورش دام عامل بازدانده اي به حساب نمي آيد .
دارابگرد در شاهنامه
بنا بر شاهنامه اين شهر را داراب كياني پسر بهمن ساخته است و فردوسي داستان آن را چنين بيان مي نمايد كه چون داراب پسر هماي چهرزاد بر تخت پادشاهي نشست ، مردم را بداد خود مژده داد و از هر سو مردم با هديه ها به نزد وي شتافتند .
بخوانيم بر شهريار زمين
بياراست گيتي به داد و به مهر
نيارد بداد اندرون كاستي
همه روزگارانش مسعود باد
همان زنده تا زندگاني بود
ز گشتاسپ وز نامدار اردشير
ز داراب وز رسم و راي هماي
كمر بر ميان بست و بگشاد دست
بزرگان و بيداردل بخردان
مرا تاج يزدان به سر بر نهاد
نبيند كسي آشكار و نهان
كه بر ما پس از ما كنند آفرين
ز بيشي و آگندن گنج ما
دل زير دستان ما شاد باد
ز هر مرز باارز و آباد بوم
بجستند خشنودي شهريار
بيامد كه اسپان ببيند يله
يكي بيكران ژرف دريا بديد
بيارند كارآزموده گوان
رسانند رودي به هر كشوري
يكي شهر فرمود بس سودمند
ورا نام كردند داراب گرد
پرستندهي آذر آمد گروه
همي شهر ايران بياراستند
ز دشمن همي داشت گيتي نگاه
دل بدسگالان بدو نيم كرد
نبرده سواران نيزه گزار
يكي نامدار از نژاد قتيب
بگفتند كان را نشايد شمرد
جهان شد ز پرخاشجويان دژم كنون آفرين جهانآفرين
ابوالقاسم آن شاه خورشيد چهر
نجويد جز از خوبي و راستي
جهان روشن از تاج محمود باد
هميشه جوان تا جواني بود
چه گفت آن سراينده دهقان پير
وزان نامداران پاكيزهراي
چو دارا به تخت مهي برنشست
چنين گفت با موبدان و ردان
كه گيتي نجستم به رنج و به داد
شگفتيتر از كار من در جهان
ندانيم جز داد پاداش اين
نبايد كه پيچد كس از رنج ما
زمانه ز داد من آباد باد
ازان پس ز هندوستان و ز روم
برفتند با هديه و با نثار
چنان بد كه روزي ز بهر گله
ز پستي برآمد به كوهي رسيد
بفرمود كز روم و وز هندوان
بجويند زان آب دريا دري
چو بگشاد داننده از آب بند
چو ديوار شهر اندرآورد گرد
يكي آتش افروخت از تيغ كوه
ز هر پيشهيي كارگر خواستند
به هر سو فرستاد بيمر سپاه
جهان از بدانديش بيبيم كرد
چنان بد كه از تازيان صدهزار
برفتند و سالار ايشان شعيب
جهاندار ايران سپاهي ببرد
فراز آمدند آن دو لشكر بهم
متن و شعر را مي توانيد در كتاب شاهنامه فردوسي ، جلد ششم ، صفحه 374 ، بيت 23 ، چاپ مسكو 1967 بخوانيد .
سيماي شهرستان داراب
داراب با حدود 185000 نفر جمعيت و 6800 كيلومتر مربع وسعت با دو شهر، شه بخش و 12 دهستان در جنوب شرقي استان فارس واقع گرديده كه از شمال به شهرستانهاي ني ريز و استهبان، جنوب به شهرستانهاي لار و زرين دشت، مشرق به استانهاي هرمزگان و كرمان و مغرب با شهرستان فسا هم مرز مي باشد.
پيشينه تاريخي شهرستان داراب:
زبان: زبان اصلي و رسمي مردم شهرستان داراب فارسي و زبانهاي تركي و عربي نيز در بسياري از روستاهاي شهرستان رايج مي باشد.
¬فرهنگ و آداب و رسوم:
فرهنگ و آداب و رسوم مردم شهرستان داراب بيشتر متمايل به رعايت مسائل شرعي و مذهبي بوده كه مخالف و جلوگيري روحانيت و مردم در زمان ستم شاهي از احداث سينما مويد اين مطلب مي باشد. البته آداب و رسومي دارد كه ريشه در اعتقادات گذشتگان خويش دارد.
آداب و رسوم در شادي:
1. مردم شهرستان داراب در مراسمات شادي بستگان و آشنايان از جمله ازدواج با شور و شوق زيادي شركت مي كنند و به منظور همكاري با عروس و داماد هداياي نقدي و جنسي در حد شأن و وضع خود به آنها اهداء مي كنند.
2. د زمان ميلاد ائمه از جمله حضرت ولي عصر (عج) و امام حسن مجتبي (ع) شهر غرق در شادي و چراغاني ميگردد و در شب ميلاد امام حسن مجتبي به مناسبت انتصاب داراب به آن حضرت جشن با شكوهي با حضور ميهمانان سراسر استان فارس برگزار مي گردد.
آداب و رسوم در عزا:
1. عزاي بستگان و آشنايان:
- مردم اين شهرستان در هنگام فوت بستگان و آشنايان با حضور چشمگير در مراسمات تدفين و ختم شركت مي كنند و به شانه همدردي اقدام به نوشتن پارچه هاي مشكي و نصب بر درب منزل متوفي مي نمايند و مراسمات ختم شامل روز اول، هفته، چهلم و سال مي باشد و مراسم پانزدهم نيز توسط خواهران برگزار مي گردد. و بستگان و آشنايان معمولاً بين 40 تا يكسال لباس مشكي مي پوشند و از انجام مراسمات شادي مثل عروسي خودداري مي كنند.
2. مراسمات عزاداري ائمه (ع):
- به مناسبت امام حسين (ع) دهه اول محرم به برگزاري مراسمات سينه زني و زنجير زني و روضه خواني مي پردازند. در عصر تاسوعا دسته هاي سينه زني و زنجير زني به نشانه ارادت به سادات به درب منزل مرحوم آيت اله سيد محمد علي نسابه در عصر عاشورا به امامزاده پيرمراد و گلزار شهدا شهرستان رفته و عزاداري مي كنند و براي عزاداري ساير ائمه(ع) به مناسبت شهادت آنها در مساجد به عزاداري مي پردازند.
وضعيت فرهنگي و اجتماعي:
1- ويژگيهاي جمعيتي بر اساس آمار سرشماري سال 1375 و برآورد سال 1383
جمعيت شهرستان: 18500 نفر
درصد جمعيت روستايي: 83/58
درصد جمعيت فعال: 55%
نرخ بيكاري: 6/11%
نرخ با سوادي: 85%
2- مراكز آموزش عالي:
مراكز آموزش عالي: داراي 3 واحد شامل دانشگاه آزاد اسلامي، دانشگاه پيام نور و دانشكده كشاورزي و منابع طبيعي مي باشد.
- تعداد دانشجويان:4447 نفر،
- تعداد دانشجويان بومي: 2081 نفر و
- دانشجويان غير بومي: 2366 نفر
تعداد رشته هاي تحصيلي: 35رشته
3- آموزش و پرورش:
در شهرستان داراب دو اداره آموزش و پرورش در مركز شهرستان و بخش فورگ مشغول فعاليت مي باشد.
- تعداد دانش آموزان: 43161 نفر
- دختر: 27444 نفر
- پسر: 22417 نفر
4- مراكز مذهبي:
- تعداد مساجد: 239 واحد
- تعداد حسينيه ها: 87 واحد
- تعداد امامزادگان: 57 واحد
- مساجد و حوزه علميه اهل تسنن در اين شهرستان وجود ندارد.
5- وضعيت زنان شهرستان:
- تعداد زنان شاغل: 6 هزار نفر
- درصد زنان باسواد: 85 درصد
آمار طلاق:
- در سال 1383: 50 مورد
- در سال 1384: 63 مورد
وضعيت سواد:
نهضت سواد آموزي 603 نفر
دوره ابتدايي 2078 نفر
دوره راهنمايي 2363 نفر
دوره دبيرستان 97 نفر
ديپلم 3169 نفر
ديپلم فني 359 نفر
فوق ديپلم 277 نفر
فوق ديپلم فني 60 نفر
ليسانس و بالاتر 388 نفر
7- مراكز هنري و كتابخانه:
- تعداد كتابخانه دولتي: 2 واحد
- تعداد كتابخانه خصوصي: 1 واحد
- تعداد مراكز هنري: 28 كانون هنري
شامل:
- انجمن نمايشي: 2 واحد
- موسيقي: 5 واحد
- كانون فرهنگي مساجد: 5 واحد
- كانون تبليغاتي: 3 واحد
- كانون نشريات: 1 واحد
- آموزگاه آزاد هنري: 2 واحد
- انجمن هاي هنري: 5 واحد
9- نشريات شهرستان با عناوين و نوع فعاليت گرايش:
2 نشريه شامل:
1- خبر جنوب داراب كه بصورت هفتگي مي باشد كه بيشتر به فعاليت خبررساني خبرهاي مربوط به شهرستان مي پردازد
2- نشريه نسيم جنت شهر كه وابسته به شهرداري و شوراي جنت شهر ميباشد كه بيشتر خبرهاي داخلي جنت شهر و شهرداري را منعكس مي كند.
1- آمار شهداء، مفقودين و جانبازان:
- آمار شهداء 700 نفر
- آمار جانبازان 1700 نفر
- آمار آزادگان 73 نفر
2- شوراها:
- تعداد اعضاء شوراي اسلامي شهر داراب 5 نفر
- تعداد اعضاء شوراي اسلامي جنت شهر 5 نفر
- تعداد اعضاء اسلامي روستايي 303 نفر
اسلام در داراب
دارابجرديان قبل از اسلام ساليان درازي در آئين زردتشتي گري به سر مي بردند اما مردم اين شهر بدون جنگ و خونريزي با مسلمانان قرارداد صلح منعقد مي نمايند . حاكم آن روزگار دارابگرد ، شخصي بنام هرمز يا هربذ بود . وي به استقبال فرمانده مسلمانان ، عثمان بن ابي العاص شتافت و پرداخت هزار هزار درهم به عنوان خراج را پيشنهاد كرد عثمان با دريافت اين مبلغ كه مشابه آن هر ساله ادامه داشته باشد ، از آن شهر گذشت و قصد ساير مناطق ايران كرد . در كتب تواريخ حكايات و جرياناتي از لشكر اسلام و مردم فارس نوشته شده است و از جنگهاي ساريه بن زنيم با ايرانيان استان فارس گزارشهائي ديده مي شود اما به نظر مي رسد اين گزارشها به وقايع پس از دهه دوم و سوم صدر اسلام مربوط باشد . آنچه مسلم است و همه مورخان بر آن اتفاق نظر دارند وفقها نيز به آن حكم داده اند اينكه دارابگرد به قهر و غلبه فتح نشده است. بنابراين از اراضي غير مفتوحه عنوه به شمار مي آيد .
دارابجرديان در سال 26 و به زمان عثمان بن عفان مسلمان مي شوند و دير زماني بطول نمي انجامد كه دارابجرد خود را در خط امامت و ولايت قرار داده و به روزگار حضرت علي عليه السلام و امام حسن مجتبي عليه السلام به قدوم صحابي معروف دحيه كلبي انصاري - آنكه روزگاري جبرئيل امين به هيئت ايشان بر پيامبر عظيم الشان وارد مي گرديد - آراسته مي گردد و امام خراج دارابگرد را خود پذيرفت و آنرا بعنوان مالي حلال و مباح اختيار نمود تا به خانواده هاي شهداء جنگ جمل و صفين و وابستگان آنان در صدر اسلام كمك نمايد .
وصف نقش برجسته دارابگرد
فرمانرواي ساساني سوار براسب در مركز نقش گرفته و در زير پاي اسب او نقش گرديانوس امپراطور شكست خورده رومي ديده مي شود شاه دست چپ خود را بر سر واليرين قرار داده و او با بلند كردن دست اطاعت و انقياد خود را نشان مي دهد يكي از بزرگان ساساني فليپ عرب را به حضور شاه مي آورد و او در حالي كه به خدمت فرمانروا مي رسد دست گردين لگد مي نمايد در پشت سر شاه 18 نفر از شاهزادگان ساساني در 4 رديف ديده مي شوند كه برخي از آنها شاخه گلي را در دست دارند و در سمت راست 22 تن از سرداران و سران نظامي رومي كه به اسارت در آمده اند جلب نظر مي نمايند در روي ديواره صخره در پايين اين نقش برجسته تصوير كوچك يك سر با تاجي كنگره دار حجاري شده كه گفته مي شود اين تصوير متعلق به يك شاهزاده ساساني(شاپور دختك(
نقش برجسته دارابگرد از جمله بحث انگيزترين نقوش برجسته دوره ساساني به شمار مي آيد در اين نقش تصوير يكي از پادشاهان ساساني سوار براسب در حاليكه تاجي كنگره دارمزين به يك گوي را برسر دارد،ديده مي شود.اين فرم تاج معمولاً به عنوان سرپوش اولين پادشاه ساساني(اردشير اول 241-224 م)بشمار مي رود.به هر حال غالب پژوهشگران اين تصوير را از آن شاهپور اول پسر اردشير(472-241 م)دانسته اند.از جمله مسافران اروپائي كه از محل بازديد نموده اند،سر ويليام اوزل است كه محل مذكور را در سال 1811 م مورد بازديد قرار مي دهد . وي از اين نقش به عنوان صحنه پيروزي شاهپور اول ياد مي كند.
سي سال بعد نيز دو نفر فرانسوي به نام هاي اوژن فلاندن معمار و پاسكال كست نقاش از محل ديدار مي كنند اين دو نفر طرح ساده اي از نقش مذكور تهيه و آن را به شاهپور نسبت مي دهند. در سال 1934 م كه سر اورال استين اولين عكسبرداري را از اين نقش برجسته به عمل آورده ،همچون سايرين آن را به شاهپور اول منسوب مي دارد ظاهراً سه نفر اخير در انتساب نقش به دومين پادشاه ساساني از نقل قول مردم بومي پيروي نموده اند. ساير محققين نيز به تبعيت از اسلاف خويش اين نظريه را پذيرفته اند . حتي ارنست هرتسفلد نيز كه در 1938 م روشي براي تشخيص هويت شاهان ساساني از طريق فرم تزيين تاج آنها ابداع نمود،در اين مورد خاص ايده ديگري داشته و نقش را همچون ديگر پژوهشگران قديمي به شاهپور اول نسبت مي دهند. رومن گير شمن و سايرين نيز چنين نظري داده اند.
احتمالاً غالب محققين در آينده نيز از اين نظريه پيروي خواهند كرد اين نظريه بر پايه مطالعات سكه شناسي ولاديمير لوكونينvlqadimir lukonin استوار است . وي متذكر مي شود كه شاهپور در اولين مرحله حكومت خويش با تاجي كنگره دار همراه با يك گوي شبيه تاج پدرش بر روي سكه ها ظاهر شده است اين مورد را مي توان در نقش برجسته سلماس مربوط به اوايل دوره ساساني به خوبي مشاهده نمود.
در ميان محققين تنها دو نفر فرضيه فوق را مردود دانسته اند. اولين آنها ب.سي.مكدرموت b.c.macdermot هست كه حدود سال 1954 نقش برجسته را به عنوان تصوير پيروزي اردشير اول بريك رومي گزارش نمود.جامع ترين بررسي كه در مورد اين مسئله به عمل آمده مربوط به خانم ژرژينا هرمانgerogina Hermann است وي در گزارش خود مي نويسد:ما چاره اي نداريم جز اينكه در اين مورد از روش ابداعي هرتسفلد صرف نظر كرده و پادشاه را به عنوان اردشير اول بشناسيم لذا وي براي اثبات نظريه خويش بررسي دقيقي را بر روي تمام نقش برجسته هاي ساساني منسوب به اين دو پادشاه انجام داده و نهايتاً چنين نتيجه مي گيرد از نظر سبك و سليقه رايج آن روز نقش دارابگرد نمي تواند صحنه پيروزي اردشير بر فيليپ عرب امپراطور روم (245-224)م و يا بروالرين ديگر امپراطور روم (260م)باشد. از طرف ديگر نيز اين نقش نمي تواند جديدتر از سالهاي (246-230 م) حجاري شده باشد اين نقش بايد معرف پيروزي اردشير بر سه پادشاه محلي در مسير لشكر كشي اردشير باشد .
منبع : بخشي از پژوهش محمد باقر مهاجر عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد داراب
چشمه ها
در فلات ايران چشمه ها اولين منابع آبي هستند كه مردم از آنها استفاده كرده اند.در شرايط فعلي چشمه ها يكي از از مهمترين منابع تامين كننده آب شهرستان داراب مي باشند .
چشمه هاي مهم داراب عبارتند از :
1 : چشمه شور :
اين چشمه تقريبا در فاصله سيصد متري در مغرب چشمه شاهيجان قرار دارد . اين چشمه برخلاف آنچه از اسم آن بر مي آيد در منطقه داراي آبي بسيار خوب و خالي از هرگونه املاح مضره براي كشاورزي و شرب است ولي بعد از عبور از كوير و اراضي نمكزار املاح مختلف بخصوص نمك در آن حل شده و كيفيت شيميايي آن تغيير مي يابد.
2 : چشمه شاهيجان يا اقلان قر :
اين چشمه از زير كوه نمك در بالاي دهكده ي كرسيا از تشكيلات آهكي خارج شده و به طرف جنوب جاري ميشود و تغيرات آب چشمه هاي شمال نيز نوسانات شديدي در آن ندارد و فقط در سال هاي كم باران دبي آن كاهش مي يابد . البته چند سالي است كه به دليل كاهش باران اين چشمه خشك شده است .
3 : چشمه گلابي :
در فاصله چهار كيلومتري و در مغرب چشمه شور قرار دارد و مانند ديگر چشمه هاي شمال از تشكيلات آهكي شمال دشت داراب كه كوه نمك در وسط آن قرار دارد ، سر چشمه مي گيرد .
4 : چشمه كتو :
اين چشمه از تشكيلات شمال شرقي منطقه از ميان دره طولاني و عميق خاج شده و مقدار متوسط آب آن 30 ليتر در ثانيه است .
5 : ديگر چشمه ها :
ديگر چشمه هاي منطقه عبارتند از : آب خوني ، دبيران ، سياوان ، بياده ، تيزآب و چند چشمه ديگر كه متاسفانه در سال هاي اخير بيشتر آنها خشك شده اند .
دين و مذهب در داراب
منطقه و شهر داراب همه مردم مسلمان و شيعه اثني عشري هستند .
در اين منطقه اقليت مذهبي به طور كلي وجود ندارد . بيش از پنجاه سال پيش تعدادي يهودي در جنوب شهر داراب سكونت داشتند و مسجدي نيز به نام (( مسجد كليمي ها )) كه اينك به مسجد اسلامي تغير نام پيدا كرده دراختيار داشتند.
امام حسن مجتبي عليه السلام و خراج دارابگرد
در تاريخ مي خوانيم كه : امام حسن مجتبي عليه السلام در صلح نامه خود با معاويه شرط كردند كه خراج دارابگرد فارس را به او بپردازند. تا هزينه خانواده شهداء جنگ جمل و صفين را تامين كند فلسفه صلح حسن بن علي عليه السلام يك از اركان مهم سياست و حكومت اسلامي را تشكيل مي دهد تمامي علما و دانشمندان ، مورخان و سياستمداران مساله صلح امام حسن عليه السلام را مطرح ساخته و به تحليل آن پرداخته اند . آنها همگي اين صلح را به نفع اسلام و مسلمين دانسته اند زيرادرآن زمان، مردم شام، اسلام را در چهره معاويه مي جستند و از او اطاعت مي كردند. در روزگار كوتاه خلافت حضرت علي عليه السلام كه اغلب به پيكار با دشمنان داخلي اسلام گذشت ؛ معاويه دريافت كه علاوه بر استحكام تخت سلطنت در شام ، بايد در ميان صفوف اصحاب امام علي عليه السلام نيز شكاف ايجاد كند. او پس از يك تلاش گسترده توانست به آرزوي خود برسد و در جنگ صفين تعدادي از ياران آن حضرت را با زر و زيور خريد و بدينوسيله خوارج را به وجود آورد. از آن پس معاويه راه نفوذ در مسلمانان را بدست آورد. وقتي امام حسن عليه السلام به امامت رسيد، نامردمان حيله گر كوفه و عراق را در پيرامون خود يافت. كساني كه جز به نفع دنياي خويش نمي انديشندند، آنها تا جايي پيش رفتند كه حاضر شدند امام و قائد خود را دستگير كرده و به معاويه تسليم نمايند . در اين اوضاع بحراني كه دولت قدرتمند روم آن روزگار نيز نظاره گر آن بود ، راهي جز انعقاد صلح وجود نداشت. در هر صورت پيمان صلح بسته شد شرايط و قرار دادهايي به توافق رسيد از جمله شرايط اين بود كه خراج دارابجرد در اختيار امام حسن مجتبي عليه السلام قرار گيرد تا ميان فرزندان شهداي جنگ جمل و صفين تقسيم شود. گويا قبل از اين معاهده نيز خراج داراب در همين مورد مصرف مي شده و چون ممكن بود معاويه اموال و دارايي مسلمانان را در راه اهداف شيطاني به مصرف برساند، امام شرط فرمود كه بايد اين مورد نيز در همان جايگاه استحقاق خويش به مصرف برسد، اين فراز از صلحنامه كه چرا امام حسن عليه السلام خراج ماليات دارابجرد را براي هزينه بازماندگان شهداي جمل و صفين قرار مي دهد جاي تاْمل است .
قبلا يادآور شديم كه داراب و نواحي آن از اراضي غير مفتوحه عنوه محسوب مي گردد و اختيار اراضي در دست امام مسلمين است. بنابراين امام مجتبي عليه السلام علاوه بر اينكه خواسته است با اين شرط ماليات يك منطقه حاصلخير را در مورد بسيار خوب به مصرف برساند اراده كرده است كه حقانيت خود را بر مسلمانان آگاه بيان كند چون اختيار چنين اراضي فقط با امام مسلمين است و معاويه با پذيرفتن اين شرط و ساير شرايط حكيمانه كه امام مطرح ساخته بود به ناحق بودن خود اعتراف كرده است .
از طرفي در مال پرداختي داراب نيز خصوصيتي مي باشد و آن كسب حلال دارابي ها و علاقه و محبت باطني آنها به آل محمد "ص" و اينكه با كمال ميل با مسلمين سازش كردند و اين سرزمين از جمله شهرهايي است كه اقليت مذهبي در آن وجود ندارد و بالجمله شيعه دوازده امامي هستند لذا خراج اين منطقه براي هزينه خانواده شهدا جنگ جمل و صفين قرار داد .
مختصري در مورد فرآورده هاي كشاورزي داراب
محصولات مهم شهرستان شامل گندم ، پنبه ، ذرت ، خرما و مركبات است . مركبات داراب شامل پرتقال ، ليمو ، نارنگي ، نارنج ، دارابي ، بكرئين مي باشد . داراب يكي از بزرگترين توايدكنندگان گندم در كشور است . مناطق تيزاب ، هشيوار و فسارود بيشترين ميزان گندم ، ذرت و پنبه داراب را توليد مي كنند .
كاشت گندم در داراب از مهر و آبان آغاز مي شود . برداشت گندم در ارديبهشت آغاز و تا خردادماه ادامه مي يابد . پس از برداشت گندم ، كشاورزان جاي گندمها را كه به كلور معروف است آتش مي زنند تا براي كشت بعدي آماده شود . در منطقه تيزاب كشاورزان عمدتاً پس از برداشت گندم ، ذرت دانه اي مي كارند اما در هشيوار پنبه رايج تر است .
اما مركبات داراب بيشتر مربوط به فسارود ( گونان ، كوهگرد ، پاسكن ، حسن آباد و ... ) و جنت شهر (دهخير ) مي باشد . مركبات داراب به ويژه پرتقال آن بسيار شيرين ، آبدار و لذيذ است .
در شهر داراب حتي در بلوارها هم نارنج كاشته شده است و اين به طراوت و زيبايي شهر مي افزايد . در بيشتر منازل شهر داراب ، جنت شهر ، تيزاب ، نصروان و ديگر روستاها درختان زيباي مركبات وجود دارد.
معرفي كوه هاي معروف داراب
رديف نام نقشه اي قله ارتفاع از سطح دريا نزديك ترين آبادي به قله رديف نام نقشه اي قله ارتفاع از سطح دريا نزديك ترين آبادي به قله
شهرستان داراب با دارا بو دن 3300 هكتار گل محمدي 40 درصد ازگلستان هاي ديم كشور را در خود جاي داده است . ويژگي هاي خاص ومنحصربه فرد گلستان هاي داراب علاوه بر ديم بودن عدم استفاده از سموم وكودهاي شيميايي است . گلستان هاي كوهستان داراب با ارتفاعي بالغ بر 1900 متر ازسطح دريا و دماي مناسب گل ها را به صورت كاملا ارگانيك توليد مي كند . گل هاي موجود در منطقه از گونه ( Rosa Damescena ) مي باشد .
محصولاتي كه در شركت هاي مختلفي در سطح شهرستان توليد ميشوند عبارتند از :
عرق گزنه ، عرق گاوزبان عرق آويشن ، عرق يونجه و انواع اسانس
صنايع دستي
در اصطلاح محلي (( پيش )) ميگويند كه از مادگي نخل بدست مي آيد و ماده اصلي بافت را تشكيل مي دهد.
صنايع دستي ديگر در منطقه داراب عبارتند از :
قالي بافي
گليم بافي
كوزه گري
رختخواب دوزي
چادر بافي
پت بافي (( نوعي گيره يا سبد ))
جوغن سنگي
آسياب سنگي
نمد مالي
در داراب نوعي كوزه مي سازند كه به آن (( كوزه كريم خاني )) يا (( خمره كريم خاني )) ميگويند كه آن خمره بزرگي است با گردن دراز بشكل كوزه هاي محلي كه تقريبا صد ليتر آب (( كمي بيشتر يا كمتر )) ظرفيت دارد و در پايين آن شيري جهت خروج آب نصب شده است .
قالي هاي كه در منطقه نوايگان بدست هنرمندان اين منطقه بافته ميشوند از بهترين قالي هاي دستي بوده كه از حيث بافت و طرح نقشه با قالي هاي تبريز و كاشان رقابت مي كنند.